گفت وگو با «لاله صبورى» به بهانه پخش مجموعه طنز «كمربندها را ببنديد»
دختر لوس بابايى

مجيد توكلى

«لاله صبورى» را از برنامه ۷۷ و نقش مريم مى شناسيم. «اين نقش آنقدر آن زمان بيننده داشت كه همه مرا در خيابان مريم صدا مى زدند و...» اين را لاله صبورى مى گويد. لاله صبورى كار در تلويزيون را از همان برنامه طنز ۷۷ آغاز كرد و آن قدر نقش اش طرفدار پيدا كرد كه همه او را به اين نام صدا مى كردند. «لاله صبورى» بعد از مجموعه ۷۷ و بعد از يك وقفه ۶ ساله دوباره با سريال «كمربندها را ببنديد» به خانواده مجموعه هاى روتين طنز پيوست. در ضمن او در اين ۶ سال بيكار هم نبود و در چند سريال بازى و يك برنامه زنده هم براى شبكه جام جم اجرا مى كرد. او در حال حاضر مشغول بازى در مجموعه طنز «كمربندها را ببنديد» است و با نقش شراره هر شب ميهمان خانه هاى شماست. با «لاله صبورى» به بهانه پخش اين مجموعه و بازى وى در آن گپى كوتاه در محل لوكيشن سريال و در باند فرودگاه مركز هوايى زديم كه در ادامه مى خوانيد:

•از بازتاب كار تا به اينجا راضى هستيد؟
هنوز به طور دقيق در جريان نيستم. چون اينقدر درگير كار هستيم كه واقعاً فرصت نمى شود بازتاب ها را ببينيم ولى آنهايى كه ما را مى بينند مى گويند كه خيلى خوب است و خيلى كار را دوست داريم. حالا يا به ما لطف دارند و يا ... ولى مطمئن هستم كه خيلى بهتر از اين خواهد شد چون هنوز جا نيفتاده.
•حالا چه شد كه بعد از ۶ سال وقفه بازى در سريال هاى روتين طنز با توجه به مخاطبى كه اين سريال  ها پيدا كرد، پذيرفتيد كه در اين سريال بازى كنيد.
در مورد اين كار كه اگر مجموعه ۲۶ تايى هم كار مى شد مشكلى نبود و بازى مى كردم. چون اين كار تمام شرايطى كه براى يك كار خوب لازم بود را داشت. يعنى كارگردانى كه مى شناختمش و به نظر من كارش را خوب بلد است. نويسنده هايى كه مى شناختمشان مثل پيمان و محراب قاسم خانى، بازيگران و پارتنرهايى كه به نظرم آدم هاى موفق و خوبى بودند و تمام شرايط همچنين طرح هم طرح خيلى خوبى بود به اضافه نقش شراره كه كاملاً جا براى كار داشت. به خاطر همين ديدم تمام شرايط مهيا است و دليلى براى بازى كردن ندارد.
•دليل اين سخت گيرى بيش از حد چه بود؟
به نظر من در اين طور كارها نقش هاى زن يك جور نقش هاى حاشيه اى و تزئينى است. يعنى اگر تو نقش زن را از اين مجموعه ها بردارى، هيچ اتفاقى نمى افتد و مى تواند كاملاً آن كار ادامه پيدا كند. يعنى هيچ كدام از نقش هاى پيشنهادى نقش هاى محورى نبودند. نقشى نبودند كه كاراكتر باشد. نقش هاى زن در اين كارها فقط براى زيباتر شدن كار وجود دارد كه يك آدمى همين طورى آن وسط ها مى پلكد. اگر شاعر است خيلى بد شعر مى گويد و... و بيشتر به يك تيپ نزديك هستند تا يك كاراكتر. اما «شراره» اينجا يك حلقه اتصال دهنده است. «شراره» خيلى نقش مهمى است و نمى شود آ ن را حذف كرد. جاى كار بسيارى دارد. از يك طرف دختر لوس باباش و از طرف ديگر ارتباط با نامزدش. از يك طرف ديگر هم يك مدير لايق است كه حرفش برش دارد. همين طور در كنش هاى مختلف است با آدم هاى اطرافش.
• اين وقفه ۶ ساله به چه دليل بود؟
هيچ كدام از نقش هاى پيشنهادى، نقش زنى نبود كه من دوستش داشته باشم، يعنى بدانم حداقل نقش اصلى و به درد بخورى است و «شراره» اولين نقشى است كه ديدم جاى كار دارد. با توجه به شرايطى كه گفتم، حضور كارگردان، نويسنده و....
•در آن سريال هايى كه بازى كرديد مثل «فقط به خاطر تو» يا «بانويى ديگر» اين ويژگى ها بود؟
خب، كار هر شبه خيلى فرق مى كند. من ترجيح مى دهم كار روتين بازى كنم چون اين كارها را دوست دارم. به دليل ارتباط سريع با مخاطب. كارهاى ديگرى هم كه در سال گذشته بود در ژانرهاى مختلف سر زدم و به قولى نوك زدم و آمدم. سال گذشته كه اول اجراى برنامه زنده بود بعد فقط به خاطر تو و بعد بانويى ديگر و...
•گفتيد كه «مهدى مظلومى» را مى شناختيد. از كجا؟
سال ۷۷ من اولين كارم را كه با مهران مديرى شروع كردم مهدى مظلومى كارگردان تلويزيونى آن كار بودند و با هم كار كرده بوديم. ضمن اينكه بدون شرح تجربه خيلى موفقى بود و كاملاً ثابت كرده بود كه اين كارگردان كارش را بلد است.
•هنوز هم شما را به نام «مريم» مى شناسند يا...؟
الان همه مى گويند: بابايى. مثلاً بابايى بوق نزن و... (باخنده).
•سعى كرديد تكه كلام داشته باشيد در اين كار؟
نه، كسى به ما نگفت كه تكه كلام بسازيم ولى من اينكه مى بينيد مى گويم «بابايى» چون كلمه «پدر» را خيلى رسمى مى دانم، «بابا» هم يك جور هايى به من نمى چسبد و از آنجا كه خودم به پدرم مى گويم «بابايى» اين را گفتم و اصلاً نيت تكه كلام نداشتم و خود به خود جا افتاد.
•اين طور كارها اصولاً چه قدر وابسته به متن است تا بداهه گويى؟
۹۵ درصد وابسته به متن است. البته ممكن است كسى يك كمى ديالوگ هايش را مال خودش كند يا اول و آخرش چيزى را اضافه و كم كند ولى همه چيز طبق متن پيش مى رود.
•خودتان چطور؟ بيشتر متن يا بداهه؟
من معتقدم اگر متن باشد خيلى بهتر است چون بداهه هم براساس يك خط كلى پيش مى رود. ولى خود من ترجيح مى دهم متن باشد. متنى باشد كه دوستش داشته باشم. حالا يك جاهايى خواستم يك ذره تغيير سن بدهم آن هم با مشورت با كارگردان و بچه هاى نويسنده. مثلاً در متن نبود كه بگويم «بابايى»!
•گفتيد نويسنده. ارتباط شما يا كلاً بازيگران مجموعه با نويسندگان به چه شكل است؟
بسيار خوب. يكى از حسن هايش اين است كه نويسنده ها اكثراً اينجا حضور دارند و با هم حرف مى زنيم و ارتباط خوبى داريم.
•دوست داريد كاراكتر «شراره» جايگزين «مريم» در سال ۷۷ شود؟
هركدام جاى خودش را دارد. اين به خاطر ماندگارى آن نقش است. ولى اميدوارم كه شراره هم ماندگار باشد و مردم دوستش داشته باشند.
•شما خودتان يك مادر هستيد و پسر جوان هم داريد. اينكه حالا نقش يك دختر را بازى مى كنيد برايتان قابل قبول است يا نه؟
(با خنده) بله قابل قبول است چون همچنان در خانه به خاطر اختلاف سن كمى كه من با بچه هايم دارم هيچ وقت خيلى آنها به عنوان «مادر» مرا جدى نگرفته اند. يعنى هيچ وقت مامان لاله نبودم.

توسط علی رضا