مدلي کوچک از يک جامعه بزرگ
 
images/20050308/BROOMAND.jpg

شروع فعاليت هنري اش از کارهاي عروسکي است ، کارگرداني مدرسه موشها و شهر موشها، قصه هاي تابه تا (زي زي گولو) ، الو الو من جوجوام و... نمونه آن است.
او کارگرداني است که به خوبي قاب تلويزيون را مي شناسد و هميشه با کارهاي گرم و دلپذير مخاطب را پاي تلويزيون نشانده است.
«مرضيه برومند» جداي از کارگرداني ، بازيگر است ، او را بجز فيلم سينمايي تحفه ها در سريالهاي بچه هاي خيابان و معصوميت از دست رفته ديده ايم. از او در جشنواره سال گذشته سيما (جشنواره چهارم) تقدير به عمل آمد و امسال تابستان قرار است دومين فيلم سينمايي اش (مرباي شيرين) بعد از سالها به نمايش درآيد.
از کارگردان آرايشگاه زيبا ، کارآگاه شمسي ومادام ، خودرو تهران 11 ، اکنون براي چندمين بار سريال اپيزوديک هتل در حال پخش مجدد است.

بعد از چندين بار هتل شنبه شب ها ساعت يک بامداد پخش مي شود ، خودتان اين سريال را ديده ايد؟
بله ، يک شب اتفاقي آن را ديدم.
خوب ، براي شما يادآور چه خاطراتي است؟
به هر حال هر کاري خاطرات خاص خودش را دارد و متوجه ضعفها و حسنهايي در آن مي شوم ، که اگر مي خواستم به عقل امروز کار کنم ، اين گونه نبود و اين که چقدر مشکلات داشت.
به نظر مي آيد تکه هايي از برخي اپيزودها حذف شده است؟
بله ، به نظرم در کار دست برده بودند. مثلا در يکي از قسمت ها ، مرد نمازخواني است که از شهرستان آمده و به گربه خانه پسرش اعتراض مي کند. در زمان پخش اصلي هيچ جايي حذف نشد ، اما در پخش مجدد اين صحنه حذف شده بود. متاسفانه دوستان در اصل کار دست مي برند ، اي کاش در حذفيات دخل و تصرفي صورت نمي گرفت يا حداقل اين موارد با مشورت کارگردان صورت بگيرد.
و اين قضيه خيلي به کار لطمه مي زند؟
بله ، مسلما لطمه مي زند و اصلا قصه را دچار مشکل مي کند ، اين حذف واقعا عامل ايجاد نارسايي در اين قسمت يا اپيزود شده است که اصلا خودم وقتي ديدم تعجب کردم.
خوب الان که کار را مي بينيد، بعد از چند سال ، به چه ضعفها و حسن هايي در اين کار اشاره مي کنيد؟
در جاهايي به دليل کمبود وقت ، زماني در لوکيشن يک روز کار داشتيم که مجبور بوديم براي اين که قيمت بالا نرود ، کار را جمع کنيم ، يا زماني هم سهل انگاري کردم و مي توانستم با صبر بيشتري کار کنم.
و حسن هاي آن؟
اين را من نبايد بگويم ، ديگران بايد نظر بدهند.
اگر بخواهيد مقايسه اي را با سريال هاي در حال پخش الان بيان کنيد ، چه؟
من کارها را مقايسه نمي کنم ، فکر مي کنم هر کاري فضا و حال و هواي خودش را دارد و متفاوت است. آن هم با تلويزيون که کارهاي متفاوتي پخش مي کند.
هتل در لوکيشن ثابت فيلمبرداري شده ، آيا اين روند توليد در نتيجه کار تاثير سويي داشت؟
اين طور نيست ، به نظرم هيچ چارچوب و قانون و قاعده اي براي هيچ کاري وجود ندارد ، ممکن است کاري با لوکيشن ثابتي فيلمبرداري شده باشد و با موفقيت باشد اما بر عکس کار ديگري با لوکشين هاي متعدد نتواند نتيجه مثبت داشته باشد.
چگونه به شخصيت ها و کاراکترهاي هتل نزديک شديد؟
طرح هتل مال خودم بود و آن را با نويسنده در ميان گذاشتم و اتفاقي که در طول کار افتاد اين بود که آقاي قاسم خاني در طول کار کاراکترها را فراموش مي کردند. آنقدر غرق قصه هتل مي شدند که کاراکترها را فراموش مي کردند ، به همين خاطرشخصيت ها آن طور که بايد و شايد جا نيفتاده است. مثلا آشپز رستوران قصه خودش را داشت. يا قصه دربان هتل و بدري خانم بايد پخته تر و مفصل تر پيش مي رفت.
نظرتان در مورد تفاوت ميان سريال ها و کارهاي دنباله دار با کارهاي اپيزوديک چيست؟
سريال يا قصه دنباله دار مي تواند جذاب تر باشد. مثلا سريال «طلسم شدگان» يا مثلا «پس از باران» دو قصه دارند که با داستان هاي فرعي به هم وصل هستند ، داستان هايي که ابتدا و انتهايي دارند که با گروهي به هم وصل شده اند و بايد در پايان داستان آن گروه ، باز شود. خيلي از اين سريال ها اتفاق خاصي حتي در قسمت دوم نمي افتد ولي در يک کار اپيزوديک قصه بايد در هر قسمت تعريف شود و اين قصه نخ زنجيره اي داشته باشد که با آن جلو برود مثل هتل يا آرايشگاه زيبا ، مي خواهم بگويم که در کار اپيزوديک بايد پروپيمان تر باشد و اتفاقا کار سخت تري است و جذاب تر از اين لحاظ که اگر مخاطب قسمتهاي قبلي و بعدي را نبيند، چيزي از دست نمي دهد.
دقيقا مثل يک فيلم سينمايي؟
بله ، مثل يک فيلم سينمايي است ، چون هم بازيگران مجزا و هم قصه مجزايي دارد و بايد با اين کارها برخورد متفاوت شود.
با هتل هم برخورد متفاوتي شد؟
نه متاسفانه ، تفاوتي قائل نشدند ، هتل با وجود اين که لوکيشن ثابتي داشت اما به خاطر اين که بايد فضاي اين هتل را اشغال مي کرديم و به کارکنان هم امر و نهي مي کرديم ، خيلي سخت بود.
هتل نشان دهنده آدمهايي از قشرهاي متفاوت جامعه است ، يا بعضا مشکلات اين مردم ، مي خواستيد با هتل چه چيزي را بيان کنيد؟
مي خواستم هر قسمت از هتل به مثابه يک جامعه عمل کند و خيلي دوست داشتم ، اين آدمها ، تماما آدمهاي شهرستاني و بومي با فرهنگها و لوکيشن هاي مختلف باشند که پيش نيامد.
در هر حال فکر مي کنيد پخش چندين باره هتل ، مي تواند تازگي براي مخاطب داشته باشد؟
به هر حال نسل عوض مي شود. يکي که آن موقع 12ساله بود ، الان 18ساله شده. شايد آن روز قصه ها برايش اهميت نداشت و الان موقعيت هاي ميان شخصيتها برايش مهم مي شود. به هر حال در پخش مجدد شايد تماشاچي بتواند چيز جديدي کشف کند ، من هم خوشحال مي شوم کارم يک بار مصرف نباشد.
و اگر بخواهيد يک بار ديگر هتل را کارگرداني کنيد...
در انتخاب نويسنده دقت بيشتري مي کنم که با من همخوان باشد. البته شايد روزي هم با ايشان (قاسم خاني) کار کنم ، اما براي اين قصه شايد در انتخاب او اشتباه کردم.

منبع: روزنامه جام جم ـ مريم درستانی ـ اسفند ۸۳