با سلام بر همه خوانندگان عزیز هنردوست

مصاحبه اخیر انجام شده ، با  " وحید فرازان " نویسنده و منتقد سینما از هنرمندان پرشین بلاگ می باشد.

 

 

 " سرو "  با آدرس " http://vafa48.persianblog.ir " عنوان وبلاگ ایشان است .

 

 

با عرض سلام و خسته نباشید

متولد چه سالی هستین آقای فرازان؟

١٣۴٨

در چه شاخه ای از هنر فعالیت دارین؟

نمایشنامه نویسی اعم از نمایش صحنه ای و متون نمایشی تلوزیونی،فیلمنامه

نویسی و نقد هنری سینما و تئاتر

تعریف شما از هنر چیه؟

یکی از سخت ترین کارها را از من خواسته اید! ولی شاید در کوتاهترین کلام بتوان

تاثیرگذاری و اثربخشی به موثرترین شکل ممکن از طرق مختلف را هنر نامید . "اشکال

ممکن " فعلا رشته هایی ست که همه می شناسند،مثل موسیقی،نمایش،سینما و

...بعدها با پیشرفت فناوری شاید انسان به "اشکال دیگر" این اثرگذاری نیز برسد.به نظم

ترکیب همین اشکال مختلف در یک جا مثل سینماست که این هنر _ صنعت را به

موثرترین هنر تبدیل کرده است.

از چه سالی شروع به کار کردین؟

از سال ١٣۶۴ زمانی که در کلاس های نمایشنامه نویسی حوزه هنری آن زمان شرکت

کردم

رشته تحصیلی تون چی بوده؟

راستش رشته تحصیلی ام ربط چندانی به هنر ندارد و فقط  "بهر نان " و کسب قوت

لایموت بوده است و بس!

سابقه همکاری با مطبوعات هم داشتین؟

بله . با نشریات زیادی و حتی یک خبرگزاری به طور پراکنده و غیر مستمر کار کرده ام.

با چه روزنامه یا مجلاتی کار کردین؟

یکی از نشریاتی که با آن کار کرده ام و هنوز منتشر می شود،نشریه " کتاب ماه " بخش

کلیات است که در آن ده مقاله در ارتباط با کتب رایانه ای نگاشته ام که طبعا ربط چندانی

به رشته هنری ام نداشته است! سعی کرده ام بیشتر فعالیتم در طول این سال ها

موقوف به تولید هنری بوده باشد تا کار در مطبوعات که سخت،وقت گیر و بی اجر و مزد

است.

کتابی از هم از خودتون منتشر کردین؟

بله . کتاب " گلبرگ ها " که مجموعه نمایش کودکان و نوجوانان است و در سال 1366 از

طرف مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد چاپ شده است.

بین نقد ها و نوشته هاتون کدوم کار برای خودتون جالب تر بوده؟

به نظر خودم نمایشنامه " ابریشم بها " که بعد از بیست سال نگارش و بیست بار

بازنویسی هنوز رنگ صحنه را ندیده است، برگرفته از داستان " پیر چنگی" مثنوی معنوی

مولانا

چقدر فیلم می بینید؟

تا جایی که وقت کنم و بتوانم وقت بگذارم . گاهی شاید در ماه بیش از سی فیلم

خارجی و ایرانی ببینم و شاید در ماهی دیگر به دلیل مشغله تولید هنری هیچ!

سینمای امروز ایران رو چطور میبینین؟

سینمای ایران جدای از بخش های که "سینمای بازاری" یا "فیلمفارسی" نامیده می

شود،اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم،نسبت به سینمای خیلی از کشورهای

اطرافمان و حتی جغرافیایی گسترده تر "خاورمیانه"، سینمای خوب و سالم و پیشرفته

ای به شمار می آید و می تواند همچنان در اوج باشد و در قله بماند. البته در نوشته

هایم به خصوص "بحث سینمای استاندارد" چنین جمله ای را هم آورده ام : " متاسفانه

اغلب تولیدات سالانه سینمای ایران، با استاندارد های جهانی یک فیلم خوب و جذاب که

هم منتقدان را راضی نگه دارد و هم تماشاچی عادی را خشنود از سینما راهی خانه

کند ، فاصله ای بعید دارد. "

ولی آنجا قیاس سینمای ایران با سینمای جهان است و اینجا صحبتم قیاس با سینمای

منطقه خودمان. با موفقیت فیلم " جدایی نادر از سیمین " اصغر فرهادی  البته شاید

بتوان پا را از این هم فراتر گذاشت و سینمای ایران را باز هم در روزهای اوج دید. روزهایی

که سینمای ایران بر روزهای بر سینمای شبه هنری جهان تاثیر می گذارد. "جدایی نادر

از سیمین" را می توان یکی از بهترین فیلم های این سال های سینمای ایران به شمار

آورد. فرهادی حتی در رقابت با فیلم قبلی خودش "درباره الی" هم موفق تر بوده است.

جشنواره فیلم فجر امسال رو نسبت به سال های قبل چطور دیدین؟

نسبت به چند سالی که جشنواره و سینمای ایران را به طور جدی دنبال می کنم، به

نظرم یکی از بهترین دوره های جشنواره بود .حضور فیلم های خوب از کارگردان های

خوب،چه کارگردان های کهنه کار و چه کارگردان های فیلم اولی، از مزیت های این دوره

نسبت به سال های قبل بود.

و فیلم های برگزیده جشنواره امسال از دیدگاه شما؟

"جدایی نادر از سیمین" اصغر فرهادی ، "مرگ کسب و کار من است " امیر ثقفی ، "راه

آبی ابریشم" محمد بزرگ نیا ، "مرهم" علیرضا داودنژاد و "یه حبه قند" رضا میرکریمی .

البته فیلم های مهرجویی و کیمیایی را موفق به دیدنشان نشدم ، و اگر دیده بودم شاید

جزو برگزیده هایم بودند.

فکر می کنین جامعه هنری امروز چقدر نقدپذیر هستند؟

نسبت به گذشته فکر می کنم جامعه هنری امروز ، نقدپذیر تر شده است . البته منظورم

بخش هایی از این جامعه است که هنر را قابل نقد و بررسی می داند، وگرنه گروهی هم

هستند که هنر را فقط نزد خود می دانند و بس! و هرگونه نقد و نظری در مورد

کارشان،البته اگر بتوان کارشان را هنر نامید، غرض ورزی و خراب کاری می دانند.

به نظر شما چقدر نقد مناسب می تونه در رشد و گسترش فرهنگ و هنر نقش داشته

باشه؟

اگر نقد نباشد نه خالق یک اثر و نه مردم نمی توانند تکلیفشان را با آن اثر هنری

مشخص کنند. اینکه یک اثر هنری در کجای دنیای هنر قرار می گیرد را، یک منتقد خوب

می تواند شناسایی کند و به خالق اثر و مردم بازشناساند.

حتی در تاریخ نقد سینما ، نمونه های متعددی را می توان مثال زد که یک فیلم در زمان

اکران خود چندان مورد توجه توده های مردم قرار نگرفته است ولی بعد ها با بازبینی

منتقدان ، شناسایی مجدد شده است و در تاریخ سینما به عنوان یک " کالت مووی "

باقی مانده است .

در سوال شما از ترکیب "نقد مناسب" استفاده شده است و می توان از ترکیب "منتقد

مناسب" نیز استفاده کرد . هر اثر هنری با توجه به حوزه اثرگذاری خود ، باید منتقد

مناسب خود را هم داشته باشد. این گزاره، با توجه به اینکه سینما به نوعی جامع دیگر

هنرهاست، برای منتقد مناسب این رشته کمی پیچیده تر و بغرنج تر است.

یک " منتقد مناسب سینما" باید به حداکثر شناخت در حوزه هنر های تجسمی،

موسیقی،نمایس،ادبیات و حتی شاخه های فنی برسد، تا بتواند یک فیلم را به شکل

واقعی نقد کند . این تسلط ف حتی به طور نسبی ، در بین منتقدان سینمای ایران

خیلی کم است و به همین خاطر اغلب نقد ها هم اثرگذاری که باید داشته باشند را

ندارند . بنابراین در ارتقاء فرهنگی هم نمی توانند چندان موثر عمل بکنند.

تا به حال مشکلی بعد از انتشار نقد هاتون پیش اومده؟ یعنی اعتراضی یا شکایتی؟

نه خوشبختانه

هنرپیشه مورد علاقه تون از بین بازیگران ایرانی و خارجی کیه؟

بازیگران داخلی زیاد هستند. ولی کسانی هستند که هیچگاه خاطره بازی زیبای ایشان

در فیلمی که اشاره می کنم از یادم نمی رود :از بین گذشتگان ، خسرو شکیبایی "

هامون" ، جمیله شیخی "مسافران" ، سوسن تسلیمی "باشو غریبه کوچک"  و لیلا

حاتمی "لیلا" ، گلشیفته فراهانی "درباره الی" ، فاطمه معتمد آریا "روسری آبی" و ..

حمید فرخ نژاد و بهرام رادان.

از بین بازیگران خارجی هم رابرت دنیرو ، آل پاچینو ، مریل استریپ و دی کاپریو در چند

فیلم اخیرش و ...

از بین فیلم های مورد علاقتون هم یک فیلم قدیمی و یک فیلم جدید انتخاب کنین

داخلی قدیمی : سوته دلان "علی حاتمی" ، جدید : جدایی نادر از سیمین "اصغر

فرهادی

خارجی قدیمی : همشهری کین "اورسن ولز" ، جدید : آغاز "کریستوفر نولان "

البته جای هر کدام از این انتخاب ها چندین و چند فیلم دیگر هم می توانم نام ببرم.

چی شد که به وبلاگ نویسی روی آوردین؟

زمانی وبلاگ نویسی پدیده نوظهوری بود که به قول مولانا "هر چه می خواهد دل تنگت

بگو" در آن تمام و کمال رعایت می شد! بعد ها حوزه تخصصی تری را پیشه کردم تا

بتوانم با تمرکز بهتری آنچه را که می خواهم فارغ از حضور سرذبیر و محدودیت مکانی و

زمانی بنویسم. البته الان آن گفته مولانا جایی در وبلاگ نویسی ندارد و به تبع از آن

حالت قبلی خارج شده است . در اینجا ذکر این نکته هم لازم است که در حال حاضر با

توجه به گسترش روزافزون رایانه در جهان، ماندگاری نوشته های یارانه ای و مطالبی که

در اینترنت منتشر می شود ، با توجه به خاصیت جستجوی سریع مطلب نوشته شده

آرشیوی، به مراتب از نوشته هایی که در زورنامه ها یا مجلات چاپی آرشیوی در کتابخانه

های بزرگ و کوچک آرشیو شده ، بیشتر است.

این نکته بسیار اساسی است که با گسترش هر چه بیشتر ، این فناوری ، خودش را

بهتر نشان خواهد داد .

از چه سالی وبلاگ نویسی رو آغاز کردین؟

بیست و پنجم آبان ماه ١٣٨٠ خورشیدی

در حال حاضر سرویس های فارسی متعدد جهت وبلاگ نویسی وجود داره، چرا پرشین

بلاگ رو انتخاب کردین؟

انتخاب اول من زمانی که هیچ یک از سرویس های فارسی وجود نداشت بلاگ اسپات

بود و بعد از گسترش نسبی وبلاگ نویسی " پرشین بلاگ "  اولین سرویس فارسی بود

که ارائه شد و اینجا هم همان مطالب بلاگ اسپاتی را می گذاشتم . به اینجا عادت

کرده ام و با توجه به بلاهایی که بر سر بلاگ اسپات آمد ! بهترین گزینه پرشین بلاگ

است . البنه بحث عادت و قدمت و اینها هم وجود دارد.

چه پارامتر های مثبتی رو در پرشین بلاگ می بینین؟

نمی دانم. البته الآن کم اذیت نمی شوم.گاهی که مطلب جدید می گذارم مطالب قبلی

دیگر در دسترس نیست و ...

موضوعات اصلی که در وبلاگ خودتون بهش می پردازین چیه؟

حوزه هنر و به طور اخص سینما

فکر می کنین وبلاگ نویسی کمکی هم به حرفه شما کرده؟

بله . نوشتن به هر کسی کمک می کند که در کارش دقت بیشتری بکند.

خاطره خاصی از دوران وبلاگ نویسی دارین ؟

بله . پیدا کردن دوستان و شناخت افراد بسیاری از طریق وبلاگم . مثلا الآن تابلوی

عکسی از عکاس خوب کشورمان آقای " فرید ثانی " در اتاقم نصب شده به نام " کمان "

که طبیعت زیبای گوشه ای از ایران در آن به خوبی ثبت شده است . مطلب کوتاهی در

٣٠ آبان ١٣٨٧ درباره " اکسپوی عکاسی صبا " نوشته بودم و در آن نوشته فقط اشاره

کوتاهی به نگاه خاص آقای ثانی در ان عکس کرده بودم. ایشان بعد ها با من تماس

گرفتند و این عکس را به من اهداء کردند. این خاطره شاید شیرین ترین خاطره من از

دوران وبلاگ نویسی باشد.

اولین واژه ای که با شنیدن این کلمان به ذهنتون میرسه :

سال ٨٩ : متوسط

سال آینده : نمی دانم

هنرمند : از نوع  واقعی اش "زحمت کش"

سینما : جذاب

تئاتر : از نوع خوبش "موثر"

پرشین بلاگ : اولین سرویس فارسی وبلاگ نویسی

و حرف آخر؟

سلامتی نفس و روح همه انسان ها