با سلام و تبریک مجدد به مناسبت آغاز سال جدید

اولین پست از مصاحبه های سال ١٣٩٠ به گفت و گو با آناهیتا مستاجران، هنرمند ترانه

سرا و فیلمنامه نویس پرشین بلاگی اختصاص دارد.

 

 

 

برای مشاهده وبلاگ شخصی ایشان از لینک زیر استفاده کنید :

 

"هوای تازه بدون رنگ کهنگی"


 

با عرض سلام و خسته نباشید،لطفا خودتون را به طور کامل معرفی کنین

آناهیتا مستاجران هستم ..

از حرفه هنری خودتون برامون بگین


شاید در یک کلمه  " نوشتن " رو حرفه ی خودم بدونم . اعم از شعر،

ترانه ، مقاله و یا فیلمنامه

متولد چه شهری و چه  سالی هستین؟


اواخر  تابستون بود " ماه شهریور " که در شهر اصفهان به دنیا اومدم  

 

فعالیت های هنری خودتون رو از چه سالی شروع کردین؟

نمی تونم زمان خاصی رو براش تعیین کنم / من از وقتی هنوز مدرسه

نمی رفتم از روی شکلهای کتاب داستان برای دوستای هم سن و

سال خودم که اونها هم طبیعتا سواد نداشتن داستان تعریف می

کردم... و البته هر بار هم یک داستان متفاوت با داستان قبلی چون یادم

نبودم روز پیش چه داستانی گفته بودم!! این قضیه ادامه داشت تا جاییکه

همیشه زنگای انشاء هم کلاسی هام توی نوبت بودن تا من براشون

انشاء بنویسم ! ومواردی از این دست که کم کم باعث شد به نوشتن

،بهای زیادی بدم. 


شروع فعالیت هنری شما چطور و چه زمانی اتفاق افتاد؟


با سرقت یکی از ترانه هام توسط یک آهگسازی که اسمش رو نمی

برم ! سال 84 بود و این شروع فعالیت حرفه ایم شد

 

رشته تحصیلی تون چی بوده؟


کارشناسی شیمی

در حال حاضر ترانه سرایی و فیلم نامه نویسی حرفه اصلی شماست؟

بله


از آثار منتشر شده ترانه ها وفیلمنامه هاتون بگین؟


ترانه ها چه به صورت تک آهنگ و چه در آلبوم های سنتی و پاپ یا راک

منتشر شدن   و به صورت مکتوب هم در مجله ی موفقیت و اتفاق نو و

نشریه ی نگاه کویر . به صورت کتاب هم چند ترانه ی کودک برای یکی از

ارگانهای  به منظور فرهنگ سازی کودکان به خدمات اورژانس، سفارش

کار داشتم که چاپ شده. با مجله ی اینترنتی جوان ایرانی هم همکاری

داشتم. 


فیلم نامه ها ی شما تا به حال اجرا هم شده؟اگر بله نام ببرید


فیلمنامه ها در جشنواره های مختلف کاندید شدن از جمله ی فستیوال

کلک فیروزه ای با موضوع خلیج فارس و یا جشنواره ی آیات


وبعنوان نویسنده در فیلم تاریخی مذهبی  با نام دست افشان  ، به

کارگردانی آقای حجت ا... معراج و تهیه کننده گی آقای سید محسن

طباطبایی فعالیت داشتم.  البته همکاریهای دیگه ای هم  در راهه که

در آینده ذکر خواهد شد. 


در مرود ترانه ها چطور؟با چه خواننده هایی سابقه همکاری دارین؟


خواننده ها و آهنگسازای مختلف از جمله  ترانه ی "امام رضا " به

آهنگسازی  میثم جمشید پور و خوانندگی سعید جعفری  /  ترانه ی

"ای آسمان "به آهنگسازی مجتبی صادقی و خوانندگی سعید

جعفری  / ترانه ی وحشت  در یک  آلبوم راک به خوانندگی سحاب

مختاریان /  همکاری با آقای نیما جاویدی که آهگساز هستند با ترانه

ای به نام فراز حادثه به خواندگی آقای سعید خدادادی / همکاری با

آقای علیرضا عظیمی که ایشون هم خواننده هستند وهم آهنگساز /

همکاری با آقای مصطفی احمد زاده که ایشون هم از آهگسازان و

خوانندگان جوان و بسیار با استعدادی هستند /  همچنین آقای یاسین

ترکی که آهگساز و تنظیم کننده ی جوان اما با استعدادی

هستند /آقای آرش خواجه که از صدای خوبی برخوردارند / آقای کامران

 اسدی بعنوان آهنگسازو خواننده/ آقای حمید نیکزاد / آقای برزو /  آقای

 سینا صالحی / آقای کرمی  و ...


البته اگر کسی رو از قلم انداختم معذرت می خوام

 

چقدر وسواس در این همکاری ها به خرج می دین؟


شاید در ابتدای کارم وسواس زیادی به خرج نمی دادم اما درحال حاضر

داشتن روحیه ی هنرمندی و استعداد و توانایی انجامِ کار هنری

چیزهایی هستند که من رو ترغیب می کنن به همکاری.

با چه هنرمندانی علاقه دارین کار کنین که تابه حال باهاشون همکاری

نداشتین؟


نمی تونم به طور مشخصی نام کسی رو ببرم چون به نظرم هر

هنرمندی که به واقع روح هنرمندی رو داشته باشه قابل احترامه ، چه

یک هنرمند با سابقه باشه و چه کسی که به تازگی پا در این عرصه

گذاشته .

چقدر موسیقی رو می شناسین خودتون؟ساز هم می زنین؟


البته نه به صورت آکادمیک ، اما تا حدودی به اطلاعات پایه اشراف دارم .

 گاهی بر خلاف روش معمول که ابتدا شعر گفته  می شه و سپس

آهنگسازی صورت می گیره ، دوستانی مراجعه می کنن که سفارش

یک شعر بر اساس آهنگی که ساخته شده رو به من می دن ، برای

همین اگر اطلاعات شما در مورد  موسیقی صفر باشه نمی تونید به

راحتی کار کنید.

به چه سبک موسیقی علاقه دارین؟


اصولا هیچ گاه خودم رو محدود نمی کنم که بگم فقط به یک سبک خاص

علاقه دارم. من همه ی سبکهای موسیقی رو دوست دارم و باهاش کار

کردم از سنتی گرفته تا جاز و بلوز و راک و پاپ . در واقع هر سبکی

وقتی در بهترین حالت خودش اجرا بشه ، ارزشمنده.


قطعا در کارهاتون به مشکلاتی هم برخورد کردین.کمی از مشکلات

کاری خودتون برامون بگین؟


اسمش رو مشکل نمی ذارم، اسمش رو عدم  فرهنگسازی می ذارم .

شاید اگر در کشور ما هم مثل اکثر کشورها از  سطوح دبستانی آموزش

موسیقی باب بشه ، فرهنگ موسیقی و پذیرش این هنر در بین عامه ی

مردم راحت تر باشه . اینکه مردم متوجه باشن شعر و یا ترانه بعنوان پایه

ی اصلی یک موسیقی به حساب می یاد و اگر متنی به نام ترانه وجود

نداشته باشه حتی با وجود بهترین خواننده و آهنگساز ،موسیقیِ با

کلامی شکل نخواهد گرفت  خیلی مهمه! البته این مسئله در مورد

فیلمنامه هم مصداق داره !!

برای این مشکلات چه راه حلی باید اندیشید؟

همونطور که گفتم هر مسئله ی نا خوشایندی  رو  با آگاهی دادن و بالا

بردن سطح فرهنگ جامعه می شه از بین برد و یا حداقل کم رنگ ترش

کرد.

کار جدیدی در دست دارین در حال حاضر؟


بله کار مشترکی با مرکز موسیقی صدا و سیما به نام ترانه ی " منو آینه

"  و چند تا کار دیگه ی ترانه و فیلمنامه

اگر قرار باشه خودتون رو نقد کنین چه نمره ای میدین به خودتون؟

در نقد کردن هر دو روی سکه  رو باید دید. شاید اگه بخوام خودم رو نقد

کنم بهتره اینطور بگم که سعی می کنم از منفی ها به دور و به مثبت

ها نزدیک بشم و البته در نهایت هم قضاوت رو به عهده ی دیگرانی که

من رو می شناسن می گذارم !! 

از چه سالی وبلاگ نویسی رو آغاز کردین؟

 از سال 85


چرا پرشین بلاگ رو برای وبلاگ نویسی انتخاب کردین؟


 اون موقع هنوز تب ولاگ نویسی سراسری نشده بود و سرویس های

 خدمات وبلاگ نویسی هم خیلی محدود بود،  اما خوشحالم که پرشین

بلاگ رو انتخاب کردم. در واقع اگر هم اکنون با همین تجربه هایی که در

حال  حاضر دارم بخوام دوباره  یک سرویس خدمات دهنده رو انتخاب

کنم،  باز هم  پرشین بلاگ رو انتخاب می کنم !


به نظر شما پرشین بلاگ چه مزیتی نسبت به سایرسرویس ها داشته؟


در پرشین بلاگ حس نمی کنید  صرفاً در یک دنیای مجازی

هستید..اینجا چیزیه  بین مجازی و واقعیت.  جایی که انگار مجازی ها

زنده هستند و دارند نفس می کشند!


 این رو به این خاطر عرض می کنم که تشکیل مسابقه های مختلف ،

گروهای مختلف و همایش های مختلف این حس رو منتقل می کنه که

شما یک کاربر زنده  و واقعی هستید نه فقط یک کاربرِ مجازی !


آیا در این مدت از پرشین بلاگ راضی بودین؟


بله ... البته وبلاگ من مدتی دچار مشکل فنی شده بود طوریکه فقط با

مرورگر فایر فاکس قابل دیدن بود.  اما به کمک نیم فنی که از طریق

پرشین فنز به اونها اطلاع داده شد این مشکل بر طرف شد. که از

همین جا از آقای بهنامترین و تیم فنی پرشین بلاگ تشکر می کنم .


چه خاطره ای از دوران وبلاگ نویسی تون دارین؟


یک روز که می خواستم وبلاگمو به روز کنم، دیدم  سایت باز نمیشه .

بعد از مدتی، یکی از دوستانم که به توصیه ی من در پرشین بلاگ ،

وبلاگ باز کرده بود با من تماس گرفت و کلی گله و شکایت داشت که

پرشین بلاگ هک شده !

من هم با آرامش گفتم:  اصولا هکرها چیزای خوب رو هک می کنن !!
و البته چند روز بعد هم با تغییر دامنه از" دات کام" به "دات آی آر" این

مشکل بر طرف شد.


چقدر وبلاگ نویسی در حرفه هنری شما تاثیر داشته؟


اینکه  خواننده  و آهنگسازی از سواحل خلیج فارس گرفته تا خارج از

ایران ، کامنت بذارند و دعوت به همکاری کنن یعنی که پرشین بلاگ  این پل رو ساخته !!


چه نظر،پیشنهاد و یا انتقاد خاصی در مورد پرشین بلاگ دارین؟


اولا به همه ی عوامل از دکتر بوترابی عزیز تا بچه های فنزوفنی وخلاصه

همه وهمه خسته نباشید می گم.  پیشنهادم اینه که به صورت

سراسری در هر استانی یک نمایندگی تاسیس بشه ! و خب به دنبال

این نمایندگی بسیاری کارهای دیگه میشه کرد که در صورت نیاز توضیح

میدم.


آیا وبلاگ خاصی رو دنبال می کنین که بخواین اینجا معرفی کنین؟

بله بخشی از برنامه ی روزانه ی من، مروری بر وبلاگهاست . اما اگه

بخوام اسم همه رو ببرم باید چندین صفحه رو  پر کنم!!


هدف شما از وبلاگ نویسی چی بوده؟وبرای آینده چه اهدافی رو دارین؟


هر نویسنده ای هدف اصلیش از نوشتن ، بیان و به اشتراک  گذاشتن

ذهنیات و تخیلات خودشه . چه  در روزگاری که فقط قلم  بود وکاغذ ، و

چه حالا !


 و...  امیدوارم مخاطبان  من هیچ گاه حس نکن با خوندن یا شنیدن یا

دیدن آثارِ من ، وقتشون رو هدر دادن ، چرا که همواره برای فهم و شعور

 مخاطبانم چه کودک باشن چه بزرگسال احترام قائل هستم .


لطفا با واژه های زیر جمله ای بسازین :


ترانه : وقتی که لحظه می رقصد


عشق : چیزی که با آن جهانِ هستی  زاییده شد


آناهیتا مستاجران: محدود به یک جمله نیست


پرشین بلاگ : مجازی نیست، واقعیتی شیرین است

 


ترانه ای از کارهای خودتون رو با سلیقه خودتون در اینجا برامون بگین :

تحمل می کنم شاید، یه روزی خسته شه دنیا


از این بازیِ بی معنی، از این شبهای بی فردا


تحمل می کنم اینکه نمی ذارن خودت باشی


تحمل می کنم مرگو ،  تو شبهای فروپاشی  !


 جهان ِ من تو این بازی ، داره می بازه و دستام


پر از برگای بازنده ست،  ولی تا آخرش  اینجام


نگاهم خیره می مونه ، به قفلی که به در خورده


در ِ دنیا رو می کوبم ،  کلیدِ روز و کی برده ؟ 


اگه روزای عمر ِ من ،  به شب نزدیک تر  باشه


اگه روز ِ مبادا هم ،  از این  تاریک تر   باشه 


من از رویای خورشیدم یه جرعه نور می نوشم


به جای رخت ِ  پوسیده ، لباس ِعید می پوشم !

 
ترانه ی : یک جرعه نور


بسیار زیبا.ممنونم


و سخن پایانی؟

 


برای تیم پرشین بلاگ ، اعم از مدیران و کاربرانش ، بهترین ها رو آرزو

دارم و برای همه ی انسانهای روی کره ی زمین ، عشق / صلح / شادی

و آرامش !


بدرود