درود بر خوانندگان عزیز وبلاگ مصاحبه با هنرمندان

مصاحبه پیش رو حاصل گفت و گوی کوتاهی با سید علی دریاباری ، از هنرمندان

وبلاگنویس پرشین بلاگ می باشد.

 


برای مشاهده وبلاگ شخصی ایشان از لینک زیر استفاده کنید :

 

" شراب ازلی "


با سلام بر سید علی دریاباری عزیز

لطفا خودتون رو برای خوانندگان عزیز وبلاگ معرفی بفرمایین


من سید علی دریاباری هستم متولد 1343 - اهل فیروزکوه روستای وشتان - ساکن

تهران


از وبلاگ شخصی خودتون " شراب ازلی " برامون بگین

آشنایی من با پرشین بلاگ به اواسط سال 83 برمیگرده که یکی از دوستان مجازی من

به نام جودی خانم ( صاحب وبلاگ دختر پاییز ) برام این امکان رو بوجود آورد که وارد این

محیط شوم که همینجا از ایشان تشکر می کنم و اون موقع چون محیط برایم کاملا

مجازی بود نام و نام خانوادگی خودم رو گذشاته بودم عرفان امیرحسینی ( عرفان اسم

پسر کوچک و امیرحسین اسم پسر بزرگم هست ) و از سال ٨٧ که در یکی دوتا از

نشست ها و همایش های پرشین بلاگ شرکت داشتم و دیدم که محیط از مجازی خارج

شده ، همونجا اسم خودم رو اعلام کردم و در وبلاگ هم تغییر دادم.

 



 

موضوعات وبلاگ شما چیه؟

من علاقه مند به شعر و ادب فارسی هستم - تاکید می کنم علاقه مند هستم نه

بیشتر . و این علاقه مندی من باعث شده یه وقتایی قلم بردارم و چند سطری ( هرچند

وزن و قافیه درست و حسابی نداره ) بنویسم و این مطالب رو در وب انتقال بدم تا از

راهنمایی دوستان بهره مند شوم.

 

آیا به طور تخصصی از شعر هاتون در وبلاگ می گین؟

همونطور که در سوال قبلی شما پاسخ دادم فقط حرف دل و گاها اتفاقات و نشست

های پرشین بلاگ را می نویسم و بهتر هست بگم تخصصی در شعر ندارم و کلاس و

دوره ای هم نرفتم. اگر رفته بودم که نوشته هایم انقدر ضعیف نبود.

 

 

شکسته نفسی می فرمایین . بگذریم . . چرا " میفروش " ؟

این اسم من در روم ایرانیها و ایرانکلیک بود - و دیدم با شراب ازلی و میسرا هم

همخوانی داره انتخابش کردم ولی شغلم این نیست!

 یه خاطره هم تعریف کنم بد نیست در یکی از جشن های پرشین بلاگ یکی از

خانمها که می خواست منو به همسرشون

معرفی کنه گفتند ایشون شراب فروش هستند وقتی من عرض کردم : میفروش هستم !

گفتند ماهیتش که فرقی نمی کنه هر دو یکیه!


در کنار شعر گفتن به چه کارهایی می پردازین؟

من کارمند موسسه تحقیقات ارتباطات و فناوری اطلاعات هستم -  ماشالله غیر از شعر

گفتن حرف هم زیاد می زنم یعنی پرچونه هستم .




رشته تحصیلی تون چی بوده؟

اقتصاد و بعدش هم مدیریت دولتی


خاطرتون هست از چه زمانی شعر گفتن رو شروع کردین؟

گمونم از سال 62 بود که اولین شعرگونه خودم رو نوشتم


اولین شعری که سرودین چی بود؟اون موقع چه حسی داشتین؟

یادم هست زمان جنگ بود و در اون حال و هوا نوشتمش

رفت ز دستم گلی کز رفتنش جان برفت      عاقبت از باغ گل بلبل خوشخوان برفت

رفت و مرا چو یعقوب چشم براهم نمود        مونس جان همچنان شاه شهیدان برفت

کور شده دیده ام ، بس که نگاهم به در        بودو نیامد گلم مرغ خوش الحان برفت

عاقبت از تیر خصم به خون خود غلطید        ندای رهبر خویش شنید و خندان برفت

حس خوبی داشتم و یادمه فرستادمش برای اطلاعات هفتگی- که یه قسمتی داشت اگه اشتباه نکنم تماشاگه راز بود و

دو سه هفته پشت سر هم اطلاعات هفتگی می خریدم و یه بار دیدم چاپ کرده بود و یه

کم ایراد هم گرفته بود. ولی اعتراف

می کنم خیلی خوشحال شده بودم .


آثارتون تا به حال چاپ هم شده؟

چیزی برای چاپ ندادم فقط نوشتهام را جمع آوری کردم و به تعدادی از دوستان تقدیم

کردم و اونها هم برای دلگرمی من استقبال

 خوبی از خودشون نشون دادند و از بعضی نوشته هام خوششون اومد . که گمونم این

هم از بد سلیقه گی اونها بود .


در حال حاضر مشغول چه کاری هستین؟

دارم نوشته ها را دسته بندی می کنم فقط به خاطر نگهداری اونها و اینکه در آینده چه

تصمیمی براشون بگیرم را به همون آینده

می سپارم


خودتون چه نوع شعری رو بیشتر می پسندین؟شاعر های مورد علاقه تون؟

خودم بیشتر شعر سنتی و کهن رو دوست دارم و اعتقاد دارم شعر نو خیلی شناخته

شده نیست و هر کسی فکر می کنه با قراردادن

 چند کلمه و ساختن جملاتی غیر موزون داره شعر نو میگه ، ولی هستند بزرگوارانی که

شعر نو میگن و بسیار استاد هستند و من

هم از خوندن اونها لذت می برم . قصد جسارت خدمت این بزرگواران رو ندارم.

من مانند بیشتر ایرانی ها از خوندن اشعار حافظ لذت می برم و یا بهتر است بگم

بیشترین لذت را از خوندن اشعار حافظ می برم

دیوان شمس مولانا ، بوستان و گلستان سعدی ، فریدالدین عطار نیشابوری ، پروین

اعتصامی ، شاهنامه فردوسی و شاه نعمت الله

ولی و از شاعران معاصر شهریار ، سهراب سپهری و. . .


معمولا چقدر وقت آزاد پیدا می کنین؟ و ترجیح می دین این اوقات رو چطور سپری کنین؟

این روزا یه کم وقت آزاد کم شده ولی با داشتن زن و دو فرزند به همین اندازه هم که وقت

میذاریم برای وب گمونم هنر کردیم . نه !؟


حال و هوای شعر امروز ما رو چطور می بینین؟

شعر نو زیاد شده و یه کم از نظر محتوی با باورها و اعتقادات ملی مذهبی و ادبی ما

فاصله گرفته اند . همانند موسیقی ، که اون هم

بایک چنین مشکلی دست و پنجه نرم می کند


چطور شد که به وبلاگ نویسی روی آوردین؟

همیشه دلم می خواست نوشته هایم را به شکلی بهتر برای ارزیابی دوستان ارسال

شود تا اینکه با این محیط آشنا شدم


در بین دوستان و همکاران هنرمند،وبلاگ نویسی هست که بخواین معرفی کنین؟

دوستا ن بسیاری هستند که می نویسند و کمتر دیده می شوند مانند فرزانه شیدا (

شاعره ایرانی مقیم سوئد ) نسرین هاشمی فر - شهباز ووو


چقدر شناخت از پرشین بلاگ ،تیم مدیریتی و اهدافشان در ابتدای کار داشتین؟

تا حدودی می شناسم این دوستان زحمت کش از آقای دکتر بوترابی تا بقیه دوستان که

از اونها  نامی نمی برم به خاطر اینکه

ممکنه کسی از قلم بیافته و شرمنده شوم . باید از زحمات همه اونها تقدیر کرده چون با

تلاش اونها این محیط برای ما فراهم شده .


در حال حاضر چطور؟به عنوان یک سرویس دهنده وبلاگ چه انتظاری از پرشین بلاگ

دارین؟

ضمن عرض تشکر از این عزیزان انتظار دارم بخش روابط عمومی را فعال تر و بروزتر داشته

باشند . یه گلایه هم همیشه داشتم از

این دوستان ،اینکه هم چرا همیشه انتخاب بانوان وبلاگ نویس داریم و برای آقایان هیچ

همایشی برگزار نمیشه


شعری از خودتون که مناسب با حال و هوای این روزهاتون هست برامون بگین

بادست بسته چه کنم!؟قلبی شکسته چه کنم!؟

دارم قلم سبد  سبد !!! اما شکسته چه کنم !؟

رنگی نمانده بر رخ و فکری به سر ، شوری به دل

با این دل افسرده و از غم گسسته ! چه کنم !!؟


و سخن آخر؟

از شما ممنونم که این فرصت رو به من دادید تا از طریق شما با دوستان مجازی و

حقیقی خودم ارتباط برقرار کنم

به رسم وبلاگم. برقرار باشید. به امید دیدار


ممنون.ممنون بابت وقتی که به ما دادین.پیروز باشید