درود بر خوانندگان هنردوست وبلاگ مصاحبه با هنرمندان

مصاحبه جدید انجام شده با هنرمند وبلاگ نویس پرشین بلاگ " آیدا جوان بخت "

نویسنده،مترجم و عکاس می باشد.

برای مشاهده وبلاگ شخصی ایشان می توانید از لینک زیر عکس استفاده کنید :

 

" ... خاموش "

 

برای مشاهده متن مصاحبه به ادامه مطلب مراجعه کنید :


 

درود بر شما آیدا جوان بخت عزیز

سلام و هزار خسته نباشید بر شما و همه خوانندگان عزیز..

 

در ابتدا خودتون رو برای خوانندگان وبلاگ معرفی بفرمایین

آیدا جوان بخت انسانی از میلیاردها انسانیست که بخاطر یک سیب بزمین آمده

اند...متولد 22 بهمن ماه سال64... تحصیلات زبان و ادبیات فرانسه داره ... پیاده قدم زدن

تو ازدحام آدمها گم شدن و تو اتوبوس نشستن گرد شهر چرخیدن رو خیلی دوست داره

... کوه رفتن و از بالا به شهر خیره شدن رو هم ... همزمان با فوجی از حس های مختلف

زندگی میکنه ..مثل نقاشی که با رنگ های نقاشی اش زندگی میکنه ... البته اینها رو

گفتم چون اعتقاد دارم کسی رو با اونچه که هست و دوست داره و نداره می شناسند

،نه با اسم پدر و شماره شناسنامه ...

 

چطور شد به وبلاگ نویسی روی آوردین؟

راستش وبلاگ مثل یک اتاق از یک خونه ست که اجازه ورود نمی خواد...اون بخش از

روحت که وقتی به مکاشفه ای میره و به فهمی یا حسی دست پیدا میکنه ..با اندوه یا

شوق تمام و دستپاچگی میخواد هر چی که فهمیده  رو برای کسی بازگو کنه ... و وبلاگ

جای بازگو کردن فهمیده های منه ...

 

از چه تاریخی  شروع به وبلاگ نوشتن کردین؟

سال 89 در وبلاگ یکی از دوستان هر از چندگاهی پستی مینوشتم ،اما بعدها به

دلایلی از جمله خواست دوستان و علاقه به داشتن یک مکان اختصاصی و ...قراربراین

شد که نوشته ها در وبلاگ خاموش قرار داده بشه ...

 

در کنار نویسندگی کار ترجمه و عکاسی هم انجام میدین.درسته؟

بله ...دوربین عکاسی ،دفتر وقلم ویک جلد کتاب برای خواندن همیشگی ترین همراه

های من در هر کجا که باشم هستن ... بیرون ،جلسه، بالای کوه ...کویر ...اتوبوس،

میشه گفت همه جا... عکاسی هم مثل نوشتن میمونه ...هرجا که چیزی میفهمی

عکسی گرفته میشه ... ترجمه هم برای دست گرمی و از دست ندادن محفوظات ...

 

 

 

در حال حاضر نویسندگی و عکاسی حرفه اصلی شماست؟

بله ...فعلا بیشتر از هر چیز نوشتن و خواندن ..وهمراه اونها عکاسی، گاهی تدریس و

گاهی اوقات بعنوان مشاور کتاب در نمایشگاههای کتابی که یک موسسه فرهنگی

برگزار میکنه همکاری میکنم...

 

رشته تحصیلی شما هم مرتبط با کارتون بوده؟

میشه گفت خیلی بیشتر از خیلی تو سالهای اخیر کمکم کرده ... و باعث شده که به

خط اصلی که همون نوشتن و ادبیاته نزدیک باشم ... باید گفت کتابهایی که در طول

دوران تحصیل توسط اساتید باهاشون آشنا شدم جهت اصلی قلم م رو تقویت کرد .

 

نوشته هاتون بیشتر در چه زمینه ای هست؟

بیشتربا دغدغه های انسانی کلنجار میرم اینکه به یاد انسانها بیاریم که چیزهایی غیر از

اونچه می بینن هست ...غیر از خوردن و خوابیدن و پول دراوردن ...غیر از این بالاو پایین

پریدن ها و حساب و کتاب و چرتکه انداختن ها چیزهایی هم هست که به مقیاس هیچ

چرتکه و خط کش و ماشین حاسبی نمی آد و اون درک کردن و فهمیدن خویشتن ِ

خویشه ... اون آشتی با روحه ...

 

شعر و ترانه هم سرودین تا به حال؟

آه...! همه اش نگران این بودم که این سوال رو نپرسین ... بله در سالهای دور،حدودای

84و85و86 مدتی شعرواره و ترانه واره هایی رو نوشتم و به کانون شاعران جوان و

زیردست استاد مهرنگ رفت وآمد کردم ..اما بنظرم من سرکش در از این حرفها بودم

...چون کفاف نگفته های من رو نمیداد ..شعر تمام میشد ودرحالیکه  من هنوز ناتمام

بودم...

 

آثارتون به چاپ هم رسیده؟اگر بله معرفی بفرمایین

آخرین اثر ،یک مجموعه داستان کوتاه باسم "منزل های عجیب" از تعدادی از نویسنده

های جوان به چاپ رسیده که تمام زحماتش به گردن دکتر رحمانی و حوزه هنری بود..که

3 داستان از این مجموعه از جدیدترین نوشته هام بود..

 

 

کمی از مشکلات کاری خودتون برامون بگین

نویسندگی مثل زراعت میمونه و کلمات همچون دانه ها ،اینکه در چه خاکی کاشته بشه

و از چه نوری و چه آبی تغذیه بشه آینده دانه رقم میخوره ... دانه ای روی سنگی می

افته ،دانه ای قوت پرندگان میشه ، دانه ای در خاکی شور میافته و دانه ای در خاکی

خوب و مساعد رشد..خیلی سخته کلمه ای بنویسی که نمیره ...و خیلی سخت تره

کلمه ای بنویسی که در اثر بدفهمی بمیره و میان آنچه تو نوشتی و او خوانده دره ای

باشه به ژرفای زمین و زمان ...بنابراین کارسختیه و مدام ذهن آدم همه جا،حتی توی

خواب مثل ساعت کار کنه و تو صدای عقربه هاش رو هر لحظه بشنوی...

 

عکاسی رو به طور حرفه ای دنبال می کنین؟

عکاسی همیشه برام مثل چشم ثالث بود و یا اگه بشه گفت حافظه ی ثانی ... تا

پارسال همینکه کنار نوشته هام عکسی باشه که نوشته ها رو در خودش نشون بده ...

اما در سال 90 اقداماتی در حال انجامه ... اما هنوز هم که هنوزه حضور دوربین هایی که

هرکدام در سالهایی من رو از کودکی همراهی کردن و بحث هایی که با عزیزی سر

عکس ها وحرفاشون انجام میشه رو شاهدم .

 

 

 

تا به حال عکس هاتون رو به نمایش هم گذاشتین؟و اگر نه علاقه ای به این کار دارین؟

تابحال عکاسی تنها وسیله و اگر بشه گفت همراهی بوده برای عمیق تر فهمیدن ...اما

نمایشگاه ! در آینده ای نزدیک...چراکه نه !

 

سوژه های مورد علاقه شما در عکاسی چیه؟

بیشتر طبیعت و شاید بگم هرگز پرتره ...گاهی فکر میکنم دنیای اطراف آدمها بیشتر از

خود آدمها حرف برای گفتن داره.

 

 

 

وبلاگ نویسی چه تاثیری در کارتون داشته؟

خب در جلسات و مشاورات و نمایشگاه جهت راهنمایی نوجوان ها و ارتباط با آنها وبرای

سایر عزیزانی که مایل اند تا نوشته های دیگری از من بخونن بسیار عملکرد موثری بوده

 

بازخورد های خوبی از طریق خوانندگان وبلاگتون گرفتین؟

قریب به 97% از خوانندگان با جملاتشون و درددل هاشون ابراز رضایت و تاثر کردن ، 3%

بقیه هم خب... دیدگاهها نوع نگاه و فکر ها راجع به موضوعها متفاوته ،اما چیزی که

مهمه توان فکر کردنه ... اینکه شخصی توانایی تفکر آنهم بدون

وابستگی،غرض،کینه،پیش زمینه،ذهنیت و ... رو داشته باشه ...اعتقاد دارم کارش

خیلی بزرگ و قابل احترامه ...

 

خاطره ای از دوران وبلاگ نویسی دارین که بخواین برامون تعریف کنین؟

آه ... سوال جالبی...بله ... یکبار نوجوانی مصر بود آدرس وبلاگم رو داشته باشه و من در

جوابش گفتم :"خاموشم" و آدرس وبلاگ رو براش نوشتم..او در حالیکه خیلی معصومانه

نگاهم میکرد گفت: یعنی وبلاگتون رو روشن نمیکنین؟؟؟

 

چطور شد پرشین بلاگ رو بین سرویس دهندگان وبلاگ انتخاب کردین؟

جناب چهره سا ..من با اکثر سرویس ها کار کردم و اولین وبلاگم در پارسی بلاگ بود،اما

به جرات اعتراف میکنم اون وسعت عمل و فراخی بالی که در پرشین بلاگ دارم در

هیچیک از سرویس ها نیست .و اینکه وقتی عوامل پرشین بلاگ رو در راس دکتر بوترابی

و شما وخانم نیک نفس عزیز رو پیگیر و جدی در باشگاه سیمرغ میبینه حقیقتا دلگرم

میشه .

 

در این مدت چقدر از خدمات پرشین بلاگ رضایت داشتین و چه پیشنهادی برای بهبود

روند کار دارین؟

هر انسانی یک تاریخ داره ..تاریخی که از لحظه ی تولد تا مرگ و حتی پس از مرگ نیز

ادامه داره ... "پرشین بلاگ جزو تاریخ منه" ..همین!

 

اولین کاری که در وقت آزادتون بهش می پردازین چیه؟

قطعا 2کار..کتاب ..و یا اتوبوس گردی با موزیک ..کارهای دیگه هم هست که روزهای

خاص خودش رو می طلبه ..مثلا یکشنبه ها جزو روزهاییه که طوفان بپا میشه ...

 

نویسندگان و مترجم های مورد علاقه خودتون رو معرفی بفرمایین

هر کس که چیزی مینویسه رسالت عام خودش رو انجام میده ... و همه قابل احترام ...

اما از نویسنده های ایرانی قلم مصطفی مستور ،گلی ترقی و عرفان نظر آهاری و جلال

آل احمد رو بسیار می پسندم ...و از نویسنده های خارجی جبران خلیل جبران ،اریک

امانوئل اشمیت ،نیکوس کازانتزاکیس و سلینجر و بسیاری دیگه برام جایگاه خاصی

دارند.مترجم هایی که از آثارشون لذت بردم باز جلال آل احمد و بعد ایشون احمدشاملو

،سیمین پناهی فرد،نجف دریابندری رو می پسندم .

 

ترجمه های خودتون بیشتر در چه زمینه ای هست؟

بیشتر تخصصی و معمولا ترجمه مقاله های دانشجویی در رشته های مختلف ...

 

بهترین عکسی که تا به حال گرفتین چی بوده به نظر خودتون؟

بهترین عکس رو شاید هنوز نگرفتم ...اما از بین اونهمه عکس که هرکدوم مثل یکی از

سلولهام میمونه :عکس گنبد پشت درخت هست ..راستش جناب چهره سا به جرات

میتونم بگم تاحالا خیلی ها در توضیحش خیلی چیزها بهم گفتن ...هر روز یک حس نو و

یک بعد از خودش رو نشون میده ... و دیگری عکس مجسمه شمس که بیقرار به آسمان

نگاه میکنه ...حرفهای زیادی برای گفتن دارند.... اما برای یه نویسنده یا عکاس یا نقاش

سخت ترین و رنج آورترین کار اینه که اثرش رو توضیح بده ....سخته ...

 

 

هدف نهایی برای شما در زمینه کاری و زندگی شخصی چیه؟

هدف نهایی از اولین ساعاتی که آیدا حس کرد این خود ِ خود شه که تونسته خودش رو

شروع کنه" پایان نیافتن "شده ....مثل رودی به سمت دریا میره ..تا دریا هست ...رفتن

هم هست ...تا دریا هست رسیدن هم هست ... حالا که امروز این رفتن با نوشتن

همراهه ..

در پایان اگر مطلب خاصی به ذهنتون می رسه بفرمایین

یکبار به شاعری گفتم ":ما جز پس از مرگت قدر تو را نمی دانیم" ...  گفت: "بله

..مرگ،نقاب از چهره حقیقت برمیدارد ." اگر واقعا دوست دارید ،از طریق مرگ ارزش مرا

بدانید ،این بخاطر ان است که آنچه در قلب من نهفته است بیشتر از چیزی است که

برزبانم جاری ست و خواسته هایم بیشتر از آن چیزی است که در دست دارم .جبران

خلیل جبران

 و در آخر شما  و همه را  در سکوت قلبم دعا خواهم کرد .....  یاحق

 

ممنون بابت فرصتی که به ما  دادین

شاد و پیروز باشین